اردوی جزیره بازی زنگ زبان؛ یک روز کنار زایندهرود، بازی و تجربههای تازه
برای ما اصفهانیها، دیدن آب در زایندهرود فقط دیدن یک رودخانه نیست.
وقتی سالهای زیادی را با خشکی زایندهرود و روزهایی که آب پشت سد میماند و جریان رودخانه برای مدت کوتاهی به شهر میرسد، پشت سر گذاشتهایم، جاری شدن آب حالوهوای شهر را تغییر میدهد. انگار اصفهان برای مدتی دوباره نفس میکشد؛ مردم به کنار رودخانه میروند، خانوادهها بیشتر در فضای شهر وقت میگذرانند و حالوهوای متفاوتی در گوشهوکنار اصفهان شکل میگیرد.
برای ما در زنگ زبان این روزها فرصت خوبی بود تا بچهها را به یک اردوی متفاوت ببریم؛ اردوی جزیره بازی زنگ زبان فرصتی بود تا هم خانوادهها بتوانند ساعاتی را در کنار زایندهرود سپری کنند و هم بچهها در کنار دوستانشان، یک روز شاد و پر از تجربه را پشت سر بگذارند.
مقصد ما این بار جزیره بازی بود؛ جایی که قرار بود برای چند ساعت، کلاس و فضای همیشگی آموزش را کنار بگذاریم و بچهها را به دنیای بازی، تجربه و کشف ببریم.
وقتی زایندهرود دوباره جاری است
شاید برای یک کودک، دیدن آب جاری در رودخانه فقط بخشی از یک منظره زیبا باشد؛ اما برای خانوادههای اصفهانی، این تصویر حس دیگری دارد.
صدای آب، حضور خانوادهها در کنار رودخانه، قدم زدن در فضای اطراف و دیدن دوباره جریان زایندهرود، همه بخشی از حالوهوای این روزهای اصفهان است.
به همین دلیل، این اردو فقط برای بچهها نبود.
خانوادهها هم فرصت داشتند در یک روز متفاوت، زمانی را در کنار یکدیگر و در فضای زیبای زایندهرود سپری کنند؛ در حالی که بچهها در کنار دوستانشان مشغول بازی و تجربههای تازه بودند.
این ترکیب برای ما جذاب بود؛ یک روز خانوادگی در کنار رودخانه و در عین حال، یک اردوی دوستانه برای کودکان.
اردوی زنگ زبان؛ این بار در جزیره بازی
وقتی از اردو صحبت میکنیم، قرار نیست حتماً یک برنامه آموزشی رسمی داشته باشیم.
گاهی کافی است بچهها فرصت کنند در محیطی متفاوت کنار یکدیگر باشند، بازی کنند، بخندند و چیزهایی را تجربه کنند که در فضای معمول کلاس امکان تجربه آنها وجود ندارد.
در جزیره بازی، بچههای زنگ زبان فرصت داشتند بخشهای مختلف این مجموعه را تجربه کنند و هر کدام با توجه به علاقه خود، در فعالیتهای مختلف شرکت کنند.
از بازی و سرگرمی گرفته تا تجربههای خلاقانه، هر بخش میتوانست یک اتفاق تازه برای بچهها باشد.
اما در میان فعالیتهای مختلف، دو تجربه برای بچهها حالوهوای متفاوتی داشت.



از نزدیک دیدن و لمس حیوانات
یکی از بخشهای جذاب اردو برای بچهها، غرفه حیوانات بود.
برای بسیاری از کودکان، دیدن حیوانات از نزدیک تجربهای کاملاً متفاوت با تماشای آنها در کتاب، تصویر یا صفحه نمایش است.
اینجا بچهها فرصت داشتند حیوانات را از نزدیک ببینند و با لمس کردن و ارتباط نزدیکتر با آنها، تجربهای واقعیتر داشته باشند.
برای ما هم جالب بود که ببینیم یک تجربه ساده چطور میتواند اینهمه هیجان ایجاد کند.
بچهها با کنجکاوی نگاه میکردند، سؤال میپرسیدند و درباره حیوانات با دوستانشان صحبت میکردند.
شاید این بخش در نگاه اول فقط یک سرگرمی به نظر برسد، اما تجربه مستقیم، معمولاً چیزی است که مدت بیشتری در ذهن کودک باقی میماند.
یک تجربه متفاوت در غرفه نجاری
یکی دیگر از بخشهایی که برای بچهها بسیار جذاب بود، غرفه نجاری بود.
کار کردن با چوب و ابزار، ساختن چیزی با دست و دیدن نتیجه کاری که خودشان انجام دادهاند، برای بچهها تجربهای متفاوت و لذتبخش بود.
در دنیایی که بسیاری از فعالیتهای کودکان به صفحه نمایش و ابزارهای دیجیتال وابسته شده، اینکه کودک بتواند با دستهای خودش چیزی را بسازد، لمس کند و نتیجه تلاشش را ببیند، تجربه ارزشمندی است.
در غرفه نجاری، بچهها فقط تماشاگر نبودند؛ آنها وارد فرایند کار شدند و فرصتی پیدا کردند تا با ساختن و انجام دادن، لذت یک تجربه جدید را کشف کنند.
هیجان بچهها در این بخش فقط به نتیجه کار مربوط نمیشد؛ خودِ تجربه کردن برایشان جذاب بود.
بچهها کنار هم؛ چیزی بیشتر از یک بازی
یکی از شیرینترین بخشهای هر اردو، لحظاتی است که بچهها کنار یکدیگر میگذرانند.
در کلاس، کودکان معمولاً در یک فضای مشخص و با برنامهای مشخص با هم ارتباط دارند؛ اما در اردو، فرصتهای بیشتری برای گفتوگو، بازی، همکاری و حتی کشف علایق مشترک پیدا میکنند.
گاهی یک بازی ساده باعث میشود دو کودک بیشتر با هم دوست شوند.
گاهی یک تجربه جدید موضوع گفتوگویی طولانی بین بچهها میشود.
و گاهی هم یک خنده دستهجمعی تبدیل به همان خاطرهای میشود که بعدها با یادآوری آن، همه دوباره لبخند میزنند.
برای ما، ارزش اردو دقیقاً در همین لحظات است.
یک روز برای بچهها، یک فرصت برای خانوادهها
اردوی جزیره بازی زنگ زبان فقط فرصتی برای بازی کودکان نبود.
همزمان با حضور بچهها در فعالیتها، خانوادهها هم میتوانستند از فرصت حضور در کنار زایندهرود استفاده کنند؛ کمی قدم بزنند، در کنار رودخانه بنشینند و از حالوهوای متفاوت اصفهان در روزهای جاری بودن آب لذت ببرند.
شاید همین ویژگی، این اردو را برای ما خاصتر کرد.
یک طرف، بچههایی که مشغول بازی و تجربه بودند؛ و طرف دیگر، خانوادههایی که فرصت داشتند در کنار زایندهرود ساعاتی را با آرامش بیشتری سپری کنند.
یادگیری همیشه پشت میز اتفاق نمیافتد
در زنگ زبان، ما به یادگیری زبان انگلیسی اهمیت میدهیم؛ اما باور داریم تجربه کودکان از یک محیط آموزشی میتواند بسیار گستردهتر از محتوای کتاب باشد.
کودک باید فرصت داشته باشد تجربه کند، سؤال بپرسد، با دیگران ارتباط برقرار کند، چیزهای تازه را امتحان کند و گاهی حتی فقط بازی کند و از بودن در کنار دوستانش لذت ببرد.
غرفه حیوانات و غرفه نجاری هر کدام به شکلی این فرصت را برای بچهها فراهم کردند.
یکی فرصتی برای ارتباط نزدیکتر با دنیای حیوانات بود و دیگری فرصتی برای ساختن، لمس کردن و تجربه کردن.
اینها همان تجربههایی هستند که شاید در پایان روز نتوان آنها را در قالب یک نمره یا یک صفحه کتاب اندازه گرفت، اما میتوانند بخشی از خاطرات دوران کودکی باشند.



یک روز از جنس اصفهان و کودکی
اردوی جزیره بازی برای بچههای زنگ زبان فقط یک برنامه خارج از کلاس نبود.
این اردو برای ما فرصتی بود تا در روزهایی که زایندهرود دوباره جاری است، چند ساعت را در کنار این رودخانه زیبا سپری کنیم؛ خانوادهها از حالوهوای شهر لذت ببرند و بچهها هم در کنار دوستانشان بازی کنند، تجربههای تازه داشته باشند و یک روز متفاوت را پشت سر بگذارند.
از دیدن و لمس حیوانات تا تجربه شیرین نجاری، از بازی و خندههای دستهجمعی تا قدم زدن در کنار زایندهرود، هر بخش از این روز چیزی برای به خاطر سپردن داشت.
شاید اردو تمام شده باشد، اما چیزی که برای ما باقی میماند، همین لحظههاست؛
بچههایی که با خنده از یک تجربه تازه حرف میزنند، خانوادههایی که یک روز متفاوت را کنار زایندهرود گذراندهاند و خاطرهای که بخشی از تجربه زنگ زبان شده است.
این بار، زنگ زبان را به دل اصفهان بردیم؛
کنار زایندهرود، در جزیره بازی، برای یک روز پر از بازی، تجربه و خاطره.

