کارتون‌های بی‌کلام| وقتی تصویر جای کلمه را می‌گیرد، کودک چه چیزی را یاد می‌گیرد؟

کارتون‌های بی‌کلام| وقتی تصویر جای کلمه را می‌گیرد، کودک چه چیزی را یاد می‌گیرد؟

کودک گاهی پیش از آنکه بتواند یک داستان را با کلمات تعریف کند، می‌تواند آن را ببیند، حدس بزند و معنا کند. به همین دلیل کارتون‌های بی‌کلام یا کم‌کلام جایگاه جالبی در تجربه رسانه‌ای کودکان دارند. در این نوع روایت، شخصیت‌ها کمتر توضیح می‌دهند و کودک باید از حرکت، چهره، صداهای محیط، موقعیت و رابطه میان اتفاق‌ها کمک بگیرد تا بفهمد چه چیزی در حال رخ دادن است.

اما آیا این یعنی کارتون بی‌کلام برای مغز کودک بهتر از کارتون‌های گفت‌وگومحور است؟ پاسخ علمی به این سادگی نیست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، نوع محتوای تصویری، کیفیت روایت، سرعت آن، سن کودک و نحوه تماشای آن است.

وقتی کودک مجبور می‌شود جای خالی را پر کند

در یک داستان گفت‌وگومحور بخش زیادی از اطلاعات از طریق زبان مستقیماً در اختیار کودک قرار می‌گیرد. شخصیت می‌گوید: من ناراحتم، توپ افتاد داخل آب یا باید قبل از باران به خانه برگردیم.

اما در یک کارتون بی‌کلام، ممکن است هیچ‌کس این جمله‌ها را نگوید.

کودک باید از نشانه‌های تصویری نتیجه بگیرد که شخصیت ناراحت است، بفهمد چرا توپ افتاده یا پیش‌بینی کند اتفاق بعدی چه خواهد بود.

این فرایند را می‌توان نوعی استدلال استنباطی دانست؛ یعنی کودک اطلاعاتی را که مستقیماً بیان نشده‌اند، از کنار هم قرار دادن نشانه‌ها به دست می‌آورد. پژوهش‌های مربوط به روایت‌های دیداری نشان داده‌اند که روایت‌های تصویری می‌توانند فرصت مناسبی برای تمرین استنباط ایجاد کنند؛ به‌ویژه زمانی که بزرگسال با سؤال و گفت‌وگو کودک را به توضیح دادن شواهد خود تشویق کند.

مثلاً به جای اینکه فقط بپرسیم: چه اتفاقی افتاد؟

می‌توانیم بپرسیم: از کجا فهمیدی که شخصیت ناراحت شد؟ یا: فکر می‌کنی بعدش چه اتفاقی می‌افتد؟ چرا؟

در اینجا کودک فقط تماشاگر نیست؛ او در حال ساختن معنای داستان است.

کارتون بی‌کلام می‌تواند تمرین خوبی برای مشاهده باشد

کارتون بی‌کلام می‌تواند تمرین خوبی برای مشاهده باشد

یکی از ویژگی‌های جذاب این نوع محتوا، وابستگی بیشتر آن به نشانه‌های غیرکلامی است.

کودک ممکن است به حالت صورت شخصیت، جهت نگاه، فاصله میان دو شخصیت، حرکت دست‌ها یا تغییر موسیقی توجه کند و از کنار هم گذاشتن این نشانه‌ها به معنای جدیدی برسد.

این مهارت‌ها فقط مخصوص تماشای کارتون نیستند. توانایی توجه به نشانه‌های غیرکلامی، درک روابط علت و معلولی، پیش‌بینی و تشخیص حالت‌های هیجانی، بخشی از مجموعه مهارت‌هایی هستند که در فهم روایت و ارتباط با دیگران نیز اهمیت دارند.

مطالعات مربوط به روایت‌های دیداری نیز نشان می‌دهند که کودک می‌تواند از اطلاعات تصویری برای ساختن یک مدل ذهنی از داستان استفاده کند؛ یعنی اتفاق‌ها را فقط به صورت مجموعه‌ای از تصاویر نبیند، بلکه رابطه میان آنها را در ذهن خود بسازد.

اما یک نکته مهم: تصویر نباید جای زبان را برای همیشه بگیرد

اینجاست که مقایسه کارتون‌های بی‌کلام و کارتون گفت‌وگومحور می‌تواند گمراه‌کننده شود.

کودک برای رشد زبانی به زبان واقعی و معنادار نیاز دارد. شنیدن واژه‌ها، ساختار جمله، گفت‌وگو، داستان‌گویی و فرصت پاسخ دادن، همه بخش‌هایی از تجربه زبانی هستند.

یک مرور نظام‌مند و فراتحلیل از ۴۲ مطالعه با مجموع بیش از ۱۸ هزار کودک نشان داده است که مقدار بیشتر استفاده از صفحه‌نمایش با مهارت زبانی پایین‌تر همراه بوده، در حالی که محتوای آموزشی باکیفیت و تماشای مشترک با والدین با مهارت زبانی بهتر ارتباط داشته‌اند. البته این یافته‌ها عمدتاً از مطالعات همبستگی به دست آمده‌اند و نباید آنها را به‌عنوان رابطه علت و معلولی قطعی تفسیر کرد.

پژوهش‌های جدیدتر نیز همین پیچیدگی را نشان می‌دهند: خودِ ویدیو یک متغیر واحد نیست. کیفیت محتوا، زبان استفاده‌شده، ساختار داستان، سن کودک و اینکه کودک چگونه و با چه کسی آن را تماشا می‌کند، همگی اهمیت دارند.

بنابراین قرار نیست کارتون بی‌کلام را جایگزین محتوای غنی زبانی کنیم؛ بلکه می‌توان آن را به‌عنوان یک نوع متفاوت از تجربه یادگیری دید.


سرعت هم مهم است

گاهی تصور می‌کنیم هر محتوای کودکانه‌ای که آموزشی به نظر برسد، برای کودک مناسب است. اما سرعت تغییر صحنه‌ها، حجم محرک‌ها و پیچیدگی روایت نیز اهمیت دارد.

در یک مطالعه آزمایشی، کودکان پیش‌دبستانی پس از تماشای یک برنامه بسیار سریع و فانتزی، در برخی تکالیف عملکرد اجرایی ضعیف‌تری نسبت به گروه‌های مقایسه نشان دادند. این پژوهش درباره کارتون بی‌کلام نبود و نمی‌توان نتیجه آن را مستقیماً به همه کارتون‌ها تعمیم داد؛ اما یادآوری می‌کند که فرم ارائه محتوا نیز به اندازه موضوع آن اهمیت دارد.

پس یک کارتون آرام، قابل‌پیش‌بینی و دارای روایت منسجم می‌تواند تجربه‌ای کاملاً متفاوت از یک محتوای بسیار سریع و پرتحریک ایجاد کند.

بهترین تماشای کارتون، تماشای منفعلانه نیست

شاید مهم‌ترین نکته برای والدین همین باشد.

گاهی کافی است کارتون را متوقف کنیم و بپرسیم:

  • فکر می‌کنی الان چه حسی دارد؟
  • چرا این کار را کرد؟
  • از کجا فهمیدی؟
  • اگر این اتفاق نمی‌افتاد چه می‌شد؟
  • تو جای او بودی چه کار می‌کردی؟
  • فکر می‌کنی آخر داستان چه می‌شود؟

با این کار، صفحه‌نمایش از یک وسیله مصرف محتوا به یک محرک گفت‌وگو و تفکر تبدیل می‌شود.

البته حتی تماشای مشترک هم همیشه به یک اندازه مؤثر نیست؛ پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که کیفیت تعامل بزرگسال با کودک و نوع سؤال‌هایی که مطرح می‌شود اهمیت دارد. گفت‌وگویی که کودک را به توضیح، پیش‌بینی و استدلال دعوت کند، ظرفیت آموزشی بیشتری دارد.

پس کارتون‌های بی‌کلام بهتر است یا کارتون‌ زبان‌دار؟

پس کارتون‌های بی‌کلام بهتر است یا کارتون‌های کلامی؟

شاید سؤال دقیق‌تر این باشد: این کارتون از کودک می‌خواهد چه کاری انجام دهد؟

یک کارتون بی‌کلام خوب می‌تواند کودک را به مشاهده، پیش‌بینی، تشخیص هیجان، کشف رابطه علت و معلول و ساختن روایت دعوت کند.

یک کارتون گفت‌وگومحور خوب می‌تواند فرصت شنیدن زبان، یادگیری واژگان، دنبال کردن داستان و تجربه الگوهای طبیعی گفتار را فراهم کند.

و یک محتوای ضعیف، چه بی‌کلام و چه پر از دیالوگ، ممکن است صرفاً توجه کودک را برای مدتی به خود مشغول کند.

بنابراین در انتخاب کارتون، به جای جست‌وجوی یک برچسب ساده مثل بی‌کلام = بهتر، بهتر است چند سؤال بپرسیم:

  • آیا داستان قابل فهم و متناسب با سن کودک است؟
  • آیا کودک فرصت فکر کردن دارد؟
  • آیا سرعت و حجم محرک‌ها مناسب است؟
  • آیا محتوای زبانی باکیفیتی در کنار آن وجود دارد؟
  • و مهم‌تر از همه، آیا بعد از تماشا فرصتی برای حرف زدن، پرسیدن و خیال‌پردازی وجود دارد؟

کارتون خوب قرار نیست جای بازی، کتاب، گفت‌وگو و تجربه واقعی کودک را بگیرد. می‌تواند یکی از مواد اولیه یادگیری باشد؛ به شرطی که کودک فقط تماشاچی نباشد، بلکه مشاهده کند، حدس بزند، معنا بسازد و درباره آنچه دیده است حرف بزند.

⸻

منابع علمی پیشنهادی

  1. Madigan, S., McArthur, B. A., Anhorn, C., et al. (2020). Associations Between Screen Use and Child Language Skills: A Systematic Review and Meta-analysis. JAMA Pediatrics, 174(7), 665–675.
  2. Kendeou, P., McMaster, K. L., Butterfuss, R., et al. (2020). The Inferential Language Comprehension (iLC) Framework: Supporting Children’s Comprehension of Visual Narratives. Topics in Cognitive Science, 12(1), 256–273.
  3. Vlachou, T. I., Kambanaros, M., Plotas, P., et al. (2024). Evidence of Language Development Using Brief Animated Stimuli: A Systematic Review. Brain Sciences, 14(2), 150.
  4. Exposure to Language in Video and its Impact on Linguistic Development in Children Aged 3–11: A Scoping Review (2024).
  5. Lillard, A. S., & Peterson, J. (2011). The Immediate Impact of Different Types of Television on Young Children’s Executive Function. Pediatrics, 128(4), 644–649.

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی با علامت * مشخص شده‌اند.